فاطمه
> جلوه های رفتاری حضرت زهرا (سلام الله علیها) (4) [منبع الکترونیکی] >


جلوه هاى رفتارى حضرت زهرا سلام الله علیها ((رفتار با فرزند))

((قسمت چهارم))

عذرا انصارى

آنچه تحت عنوان جلوه هاى رفتارى حضرت زهرا(س) ارائه مى گردد, تلاشى است در راستاى درک بهتر شخصیت عملى آن بانوى بزرگ. نخستین بخش ((رفتار با فرزند)) را در شماره پیش تقدیم کردیم. در ادامه, با نکات دیگرى از شیوه هاى تربیتى آن حضرت(س) آشنا مى شویم.

عبادت در کودکى

یکى از محورهاى اساسى که حضرت زهرا(س) بدان توجه و تاکید داشتند بعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادى و الهى بود. آن حضرت شوق بندگى و خضوع در برابر معبود را از همان دوران کودکى در جان فرزندان خود تقویت نموده و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خداوند دانسته و از آن بالاترین لذتها را مى بردند.

دخت گرامى رسول اکرم(ص) بر این مطلب تاکید داشت که بچه ها را از کوچکى به انجام عبادت فرا خواند و آنان را به خدا پیوند دهد و بذر محبت و ارتباط با خدا را در کام آنان بیفشاند تا انجام تکلیف براى آنان نه تنها رنج و مشقتى نداشته باشد بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند.

بر این اساس فاطمه(س) فرزندان خود را حتى به شب زنده دارى عادت مى داد. البته او شیوه تربیت را به خوبى مى دانست و به گونه اى برخورد مى کرد که در حد توان و استعداد فرزندان باشد.


حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیدارى و نخفتن وادار مى کرد. ممکن است کسى تعجب کند که او چگونه بچه ها را به این کار که حتى براى اشخاص بزرگ هم زحمت دارد وادار مى کرد.

حضرت در روز بچه ها را مى خوابانید تا کاملا استراحت کنند و غذاى کمترى به آنان مى داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوبترى از نظر جسمى و روحى براى شب زنده دارى داشته باشند. او به حدى در این کار جدى و قاطع بود که نمى گذاشت احدى از اهل خانه خوابش ببرد و مى فرمود:

محروم است کسى که از برکات شب قدر محروم بماند.(1)

گویا فاطمه(س) مى خواهد از دوران کودکى در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلى و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینى عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان دهد تا در جوانى جذب جلوه هاى دروغین نشوند. این روش تربیتى فاطمه(س) به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم(ع) نیز به چشم مى خورد.

از جمله امام صادق(ع) فرمودند: زمانى که کودک به سن شش سالگى رسید او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن روزه داشت, او را به انجام آن وادار نمایید.

مردى از فرزندش نزد حضرت امام رضا(ع) شکوه مى کند که یک یا دو روز نماز نمى خواند. امام(ع) فرمود:

چند سال دارد؟ مرد جواب مى دهد: هشت سال. امام(ع) مى فرماید:

سبحان الله! نماز را ترک مى کند! جواب مى دهد: آرى. وقتى که مریض است. امام مى فرماید:

به هر اندازه مى تواند نماز بخواند.(3)

در روایت دیگرى شیوه عملى خود امام(ع) را این گونه مى خوانیم:

امام صادق(ع): ما فرزندان خود را از پنج سالگى به نماز فرا مى خوانیم و شما فرزندانتان را از هفت سالگى به انجام نماز وادار نمایید.(4)

در همین راستا است که امام(ع) مى فرماید:

وقتى که بچه هفت ساله شد به او بگویید دست و صورت خود را بشوید و نماز بخواند, اما وقتى به سن نه سالگى رسید باید وضوى درست و کامل را به او بیاموزید و سفارش موکد کنید تا نماز بخواند و در صورت ضرورت مى توانید او را با تنبیه به نماز وادارید.(5)

اگر خانواده در بعد پرستش فرزند مراقبت کند و در پایه گذارى شخصیت کودک تلاش نموده و حس دینى او را تقویت نماید, ثمره آن در جوانى نصیب کل جامعه اسلامى مى شود. البته مساله تنبیه با رعایت شرایطى است که باید به آن توجه شود.

مسابقه و رقابتهاى سازنده

روبه رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم نمودن امکان رقابت براى آنها موجب اعتماد به نفس آنان مى شود. اعتماد به نفس که نقطه مقابل حس حقارت و خودکم بینى است, به قدرى ارزشمند و سرنوشت ساز است که اولیاى کودک باید به هر قیمتى که شده این حس را در کودک خود به وجود آورند, چرا که در غیر این صورت, کودک دلبند خود را بدون هرگونه سلاح به میدان نبردى فرستاده اند که قدرتمندان زیادى در این میدان به زمین خورده اند. به نوشته بعضى از روان شناسان, یکى از عمده ترین اهداف در تربیت کودکان, ایجاد نوعى احساس واقعى اعتماد به نفس است.

به شهادت تاریخ, فرزندان حضرت فاطمه(س) هرگز تسلیم باطل و مرعوب زور نشدند, و در تمام مراحل زندگى فردى و اجتماعى, بزرگوارى, عزت نفس و کمالات انسانى خود را حفظ کردند و این موفقیت, ریشه در اعتمادى داشت که در دوران طفولیت نسبت به خود پیدا کردند.

مسابقه از جمله ترفندهایى است که روح اعتماد به نفس و مشکل ستیزى را در کودک, زنده نگه مى دارد. در جریان بررسى تاریخ زندگى امامان شیعه به مواردى از این دست برمى خوریم که تنها به نقل نمونه زیر اکتفا مى کنیم:

روزى امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در یک مسابقه خطاطى به رقابت پرداختند. امام حسن(ع) گفت: خط من بهتر است و امام حسین(ع) گفت: آنچه من نوشتم, زیباتر است. سرانجام, هر دو جهت داورى مسابقه, خدمت مادرشان رسیدند. فاطمه زهرا(س) نمى خواست بچه ها آزرده شوند, بدین خاطر فرمود: به پدرتان مراجعه کنید تا قضاوت کند. حضرت على(ع) نیز آنها را نزد پیامبر فرستاد و داورى بر عهده آن حضرت نهاد. پیامبر نیز داورى را به جبرئیل سپرد. او نیز به اسرافیل حواله داد, تا اینکه اسرافیل از جانب خدا قضاوت در این مورد را به خود فاطمه(س) سپرد. حضرت زهرا(س) عرض کرد: خدایا چگونه میان این دو قضاوت کنم؟

به الهام حضرت بارى تعالى, صدیقه کبرى(س) گردنبند خود را پاره کرده, دانه هاى آن را که زوج نبود, بر زمین ریخت و سپس فرمود: هر که بیشترین دانه ها را جمع کرد, از جانب من برنده خواهد بود. در این صورت, باید یکى در این مسابقه پیروز مى شد, اما جبرئیل یکى از این دانه ها را به دو نیم تقسیم کرد تا هر دو به طور مساوى دانه برداند. بدین ترتیب, این مسابقه دو برنده داشت و هر دو در این رقابت, پیروز شدند.(6)

رعایت عدل و انصاف در باره کودکان

رفتار هماهنگ و عادلانه و بذل محبت و توجه به طور مساوى به فرزندان, اصل سازنده اى است که تا اعماق وجود کودک, اثر مى گذارد. در برخى از روایات معصومین(ع), سفارش شده است که پدر و مادر از تبعیض و عدم رعایت انصاف, پرهیز کنند, بلکه عدالت و به یک چشم نگریستن را سرلوحه رفتار خانوادگى خود قرار بدهند. پدر و مادر نباید در مواقعى مانند خرید لباس, هدیه و پاسخ سلام, روح کودک را با مراعات نکردن انصاف, آزار دهند. ناگفته نماند, اینکه پدر یا مادر به یکى از فرزندان خود, علاقه ویژه و بخصوصى داشته باشد, تا حدودى طبیعى است و شاید خارج از اراده آنها باشد, اما نکته مهم و اساسى این است که نباید این علاقه ویژه در رفتار و عملکرد پدر و مادر تاثیر گذارد, به گونه اى که سایرین, متوجه این علاقه و ارتباط ویژه شوند.

نمونه هایى در زندگى خانوادگى حضرت زهرا(س) دیده مى شود که نشانگر توجه و دقت نسبت به این موضوع مهم مى باشد.

روزى امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگى کرد, از پیامبر تقاضاى آب نمود, رسول خدا(ص) بى درنگ برخاسته و ظرفى برداشت و از گوسفندى که داخل منزل بود, مقدارى شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. در این هنگام امام حسین(ع) خواست تا ظرف شیر را از برادرش بگیرد, اما پیامبر به حمایت از امام حسن مانع گرفتن ظرف از امام حسن(ع) شد. فاطمه زهرا(س) که شاهد این ماجرا بود, به پیامبر گفت: گویا حسن(ع) براى شما عزیزتر از حسین(ع) است. پیامبر فرمود: نه, هر دو برایم عزیز و محبوبند, ولى چون اول حسن(ع), تقاضاى آب کرد, او را مقدم داشتم.(7)

نمونه دیگر اینکه, روزى رسول گرامى اسلام(ص) امام حسن و امام حسین سلام الله علیها را بر دوش گرفته و آنان را مورد لطف و نوازش خود قرار مى دادند. در همان حال, آنها را به خانه آوردند و چون بچه ها گرسنه بودند, مادرشان زهرا(س) براى آنها نان و خرما آورد. پس از اینکه نان و خرما را خوردند, پیامبر رو به آنها کرد و فرمود: با هم کشتى بگیرید, امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به درخواست پیامبر, کشتى گرفتند. حضرت زهرا(س) مى گوید: من دیدم که پیامبر با جملاتى حسن را تشویق کرده, در صدد تقویت اوست, بدین خاطر, به پدرم گفتم:

اى پدر بزرگوار! از شما تعجب مى کنم که یکى را بر دیگرى ترجیح مى دهى, آن هم بزرگتر را بر کوچکتر! پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل, حسین(ع) را تشویق و تحریک مى کند و من حسن را تشجیع مى نمایم.(8)

این دو حادثه کوتاه ولى پراهمیت تاریخى به ما مىآموزد که حضرت زهرا(س) هنگامى که احساس مى کند که تبعیضى در کار است, بى درنگ واکنش نشان مى دهد, و با توضیحاتى که از پدرش مى شنود, متقاعد مى گردد که تبعیضى در کار نیست. به هر حال, اهتمام فاطمه زهرا(س) به عدم تبعیض بین کودکان, قابل توجه و تامل است.

توجه به حضور و غیبت فرزندان

بر کسى پوشیده نیست که بى توجهى نسبت به نظارت بر فرزندان, بخصوص در رفت و آمدهاى آنها چه نتایج زیانبارى به دنبال دارد, با توجه به خطرات و تهدیداتى که هر لحظه, سعادت یک جوان را در معرض نابودى قرار مى دهد, لازم است که رفتار آنها بویژه مواقع ورود به خانه و زمان خروج از آن, مورد دقت و بررسى قرار گیرد. گفتنى است که اعتیاد, فساد, انحرافات فکرى و بسیارى از خطرات دیگر از همین بى توجهى پدر و مادر آغاز مى شود.

حضرت فاطمه(س) با فداکارى و محبت خاصى که نسبت به فرزندانش نشان مى داد مراقب تمام حرکات و سکنات آنها بود, و به دقت, رفت و برگشتهاى آنها را زیرنظر داشت. نقل شده است که روزى پیامبر, عازم خانه دخترش فاطمه(س) گردید. چون به خانه رسید, دید فاطمه مضطرب و ناراحت, پشت در ایستاده است. آن حضرت فرمود: چرا اینجا ایستاده اى؟ فاطمه با آهنگى مضطرب, عرض کرد: فرزندانم صبح بیرون رفته اند و تاکنون از آنها هیچ خبرى ندارم. پیامبر به دنبال آنها روانه شد چون به نزدیک غار جبل رسید, آنها را دید که در کمال سلامت و آرامش, مشغول بازىاند. آنها را بر دوش گرفت و به سوى خانه فاطمه(س) روانه شد. این واقعه, خود نمونه اى گویا از توجه و اهمیت دادن حضرت زهرا(س) به حضور فرزندان خردسالش بود.(9)

ارج نهادن به شخصیت کودک

شخصیت هر کس به اندازه اثر وجودى آن فرد است. هرقدر که تاثیر وجودى انسان در جامعه, تاریخ و نسلها بیشتر باشد, به همان نسبت, ارزش و افتخار بیشترى نصیب وى مى شود. بعضى افراد, داراى شخصیت مثبت هستند, یعنى از تواناییهاى بالفعل و بالقوه خود, در جهت مصالح جامعه و افراد نزدیک به خود, استفاده مى کنند و برخى دیگر داراى شخصیت منفى هستند, یعنى نیرو و استعداد آنها مانند سهم مهلکى است که به پیکره اجتماع وارد مى شود. نباید فراموش کرد که شکل اصلى و اولى این دو نوع شخصیت و منش, از همان دوران کودکى, ساخته مى شود. از طرف دیگر, آثار وجودى هر شخصى از نقطه اى شروع مى شود که به طور صد در صد تحت تاثیر اطرافیان, بخصوص پدر و مادر قرار داشته است. در تعالیم دینى آمده است که آنچه کودک در طفولیت مىآموزد, تا پایان عمر او را همراهى مى کند.

امام حسن(ع) و امام حسین(ع) انسانهاى والایى هستند که در اثر شخصیت نافذ و الهى خود توانستند سیر تاریخ را تغییر بدهند و تغییر سیر تاریخ, حاصل نمى شود مگر به همتهاى بلندى که در هر عصرى نمونه هاى معدودى دارد کیست که نداند این کرامت و همت والاى امامان ما تا حدى مدیون تربیت الهى و بیت ملکوتى فاطمه زهرا(س) است.

روزى پیامبر وارد خانه شد. فرمود: دخترم! امروز پدرت مهمان شماست. فاطمه جواب داد: پدرجان! فرزندانم حسن و حسین از من طعامى خواستند و من قادر به تهیه آن نبودم. پیامبر وارد اتاق شد و در کنار امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین(ع) نشست. فاطمه همچنان متحیر بود که براى پذیرایى از رسول خدا(ص) چه بکند؟ در آن هنگام پیامبر خدا دستهایش را به قصد طعامى بهشتى براى فرزندانش به طرف آسمان بلند کرد. لحظاتى بعد, جبرئیل به نزد پیامبر مشرف شد, عرض کرد, من حامل سلام مخصوص خداوند بر شمایم. خداوند مى فرماید: به على و فاطمه و فرزندان آنها بگو آنچه از میوه هاى بهشتى میل دارید, از من بخواهید. پیامبر اکرم(ص) پیام خدا را به اهل بیت علیهم السلام رساند, اما کسى چیزى نگفت. امام حسین(ع) گفت: اگر اجازه بفرمایید من براى شما, میوه انتخاب مى کنم. همگى گفتند: انتخاب تو را قبول داریم. امام حسین(ع) گفت: اى رسول خدا(ص) به جبرئیل بگویید, ما خرماى بهشتى میل داریم. پیامبر به فاطمه(س) اشاره کرد که برخیز داخل اتاق شو و هر چه که آنجاست بیاور. فاطمه زهرا(س) در آن اتاق با سبدى بلورین که با دستمال ابریشم سبزى پوشانیده شده بود روبه رو گشت. داخل سبد پر از خرماى غیر فصلى بود. پیامبر رطبها را گرفت و میان اعضا تقسیم کرد و خود دانه دانه در دهان امام حسن و امام حسین(ع) گذاشت.(10)

نکته اى که باعث شد تا روایت فوق را به طور کامل بیاوریم, احترامى بود که اهل خانه به نظر و راى امام حسین(ع) گذاشتند, به گونه اى که همه پذیرفتند. آنچه امام حسین(ع) اراده مى کند, براى سایرین آماده مى شود. این گونه ترتیب اثر دادن به راى و نظر اعضاى خانواده, شخصیت مستحکمى را براى افراد به ارمغان مىآورد.

اهمیت دادن به نیازهاى طبیعى کودک

خواسته ها و نیازهاى کودک در عین حال که بسیار محدود و معدود است, تا حد زیادى نیز طبیعى و فطرى است. نیاز کودک به داشتن وسایلى براى بازى و سرگرمى یا دیدن حیواناتى از قبیل پروانه, گربه و ... نیازهاى طبیعى او را تشکیل مى دهد, و بى تردید باید مورد توجه بزرگترها قرار گیرد. به هیچ وجه نباید این نوع تمایلات را که برخاسته از فطرت پاک و کودکانه آنهاست, دست کم گرفت و با بى اعتنایى به این امور, آنها را به امورى دیگر و دور از طبیعت کودک, دعوت کرد.

جریان زیر, تاییدکننده اهتمام و توجهى است که اولیاى بزرگ دین به این گونه امور به ظاهر بى اهمیت داشته اند.

روزى عرب بیابانگرى, بچه آهویى را شکار کرد و آن را به عنوان هدیه, خدمت پیامبر آورد, تا به بچه هاى فاطمه بدهد. امام حسن, حاضر بود. پیامبر اکرم(ص) آن را به وى داد. امام حسن(ع) مشغول بازى با بچه آهو شد. در همین میان امام حسین(ع) وارد شد. وقتى که دید برادر بزرگش با بچه آهویى زیبا و دوست داشتنى مشغول بازى است, از او پرسید: این آهو را از کجا آورده اى؟ امام حسن(ع) نیز قضیه را براى برادرش نقل کرد. امام حسین(ع) خود را با سرعت به پیامبر رساند و پرسید: اى رسول خدا(ص) بچه آهو را به برادرم حسن دادى ولى به من چیزى ندادى؟ چند مرتبه این سوال معترضانه را تکرار کرد و آن گاه ساکت شد. قلبش همچنان آزرده و منقلب بود. نقل شده است در این حال, آهویى به همراه بچه اش, خود به نظر پیامبر آمد تا امام حسین(ع) نیز قدرى با آن بچه آهو بازى کند. پیامبر آهوى مادر را دعا کرد.(11)

به امید روزى که تمام مادران جامعه اسلامى ما به حضرت فاطمه(س) اقتدا کنند و جوانان ما از فرزندان فاطمه و على علیهماالسلام درس زندگى بیاموزند و به امید روزى که مردم نسبت به خاندان وحى و رسالت, چنان معرفتى پیدا کنند که در تمام امور, شیوه و روش آنها را سرمشق خود قرار دهند, و به امید آن روزى که معرفت ما نسبت به این خانواده به اندازه محبت ما به آنها باشد.


1ـ دعائم الاسلام, ج1, ص282.

2ـ وسائل الشیعه, ج2, ص12.

3ـ همان, ص13.

4ـ همان, ص12.

5ـ همان.

6ـ بحارالانوار, ج43, ص309.

7ـ همان, ص283 ـ مناقب, ج3, ص385.

8ـ همان, ص268.

9ـ همان, ص316.

10ـ همان, ص312.

11ـ همان, ص313.



نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۳/۱ توسط س.ج.ا.م