این مجموعه برای آن است که کمی به خود بیاییم و تصمیم بگیریم که دهانمان را آب و جارو کنیم. حرف زدن نعمتی است که به اصطلاح قهوه خانه ای کنتور ندارد و نمی دانم با چه انرژی کار می کند که هیچ وقت خاموش نمی شود. اما باید بگویم که ما تا چیزی جلوی چشممان نباشد باورمان نمی آید. ولی این طور نیست، بلکه خیلی چیزها کنتورش جای دیگری نصب است درست مثل کنتور تلفن خانه شما که توی مخابرات است (تلفن ما هم مثل تلفن شماست). و سر برج که می شود قبضش می آید و باید حسابش را پس بدهی! خیلی ساده حرف می زنم؛ می دانم. اما حواست باشد که دارم حرف حساب می زنم! کنتور زبان حضرت عالی هم در مرکز کتنرل نصب است و حساب همه حرفهایت را ضبط می کند. و خوب است بدانی که ریز مکالمات را هم می دهد. اما فرقش با مخابرات این است که کمی باحوصله است نه اینکه مثل همراه اول و اپراتورهای دیگر، کم طاقت باشد و تا پولش را ندهی قطع کند. آدمها شانس آورده اند؛ که اگر اینطور بود، فکر نکنم برای کسی زبانی باقی می ماند! بلکه همه، همان برج اول زبانشان قطع می شد. (خدایا شکرت که رحم کردی) خلاصه آنکه من هم مثل ایرانسل دست به ابتکار زده ام، و خواستم قبل از اتمام فرصت و رسید صورت حساب، یک تذکری به شما بدم. (دیده اید که ایرانسل راه به راه پیامک می زند که چیزی نمانده اعتبار شما تمام شود.) بله این مجموعه که با عنوان "دید! دید! یک پیام جدید" تقدیم حضور می شود، حکایت همان پیامکها را دارد، برای یادآوری صورتحساب وسیله ارتباطی که همه شما یکی از آنها را در دهان مبارکتان دارید.


لطایف و ظرایف از شیخ ابوالحسن خرقانی پرسیدند: راستی چیست؟ گفت: آنچه که دل قبل از زبان گوید.1 از دانشمندی پرسیدند: خلاصه علم چیست؟ گفت: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگوییم.2 ایرانیان به پیش انوشیروان رفتند و گفتند که پادشاه چیزی بر عهده ما بگذارد که بتوانیم آن را حفظ کنیم و آن‌چیز، پرمنفعت باشد. انوشیروان گفت: راستی نگه دارید که راستی، راهنمایی نیک است و هیچ کاری پاینده‌تر از راستی و عبادت نیست و راستی در دو چیز است: یکی در گفتار و یکی در کردار.3 از لقمان پرسیدند که چگونه به این مرتبه رسیدی؟ گفت: از راست گفتن، امانت به جا آوردن و خاموشی.4 پیری را گفتند: صدق چیست؟ گفت: آنچه گویی کنی و آنچه نمایی داری و آنجا که آواز دهی باشی!5 (آنچه درباره خود بگویی، درست باشد و آنچه وعده داده‌ای، انجام دهی) بزرگی را پرسیدند که کمال دین چیست؟ گفت: گفتار به حق و کردار به صدق.6 شاگردی از استادش پرسید: در این جهان چه کسی نیک‌بخت‌تر است؟ گفت: آن‌که کردارش را به سخاوت بیاراید و گفتارش را به راستی!7 بزرگی گوید: راستی اگر نقش شود، صورت شیری دارد و دروغ اگر نقش گردد، صورت روباهی.8 حکیمی در بیانی نغز و دل‌نشین گوید: راست همیشه رهاننده است.9 حکیمی گوید: دروغ را رها کن؛ زیرا زمانی که تصور می‌کنی به سود توست، تو را زیان رساند و راستی پیشه کن؛ زیرا زمانی هم که پنداری زیانت رساند، سودت رساند.10 عالم مجاهد، شیخ محمدتقی بهلول که از او به عنوان بهلول قرن چهاردهم و اعجوبه عصر یاد کرده‌اند، می‌گوید: من در تمام عمرم یک عمل را ترک کرده‌ام و اصلاً انجام نداده‌ام و یک عمل را اصلاً ترک نکرده‌ام و در هر شرایطی آن را به‌جا آورده¬ام و از این دو کار هم برکت زیادی دیده‌ام و آن را به همه شما سفارش می¬کنم: آنچه ترک کرده‌ام دروغ است و آنچه ترک نکرده‌ام نماز شب است.11 شاگردی از استادش پرسید: کدام خوی است که مانع ریاست است؟ گفت: کبر [ورزیدن] و دروغ گفتن و هیچ خصلتی بدتر از دروغ گفتن نیست!12 شیطان را پرسیدند: کدام طایفه را دوست داری. گفت: دلالان را. گفتند: چرا؟ گفت: از بهرِ آنکه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم، ایشان سوگند دروغ نیز به آن افزودند.13 بزرگی در کلامی نغز و نیکو گوید: دروغ مایه همه تهمت‌هاست.14 بزرگی را گفتند: از جورها کدام بزرگ‌تر است؟ گفت: زبان دروغ.15 حکیمی گفته است: صدیق کسی است که در همه افعال و اقوال و احوال صادق بود.16 از دروغگویی پرسیدند: هرگز راست گفته‌ای؟ گفت: اگر بگویم آری، دروغ گفته باشم!17 گفته‌اند: صادق را سه چیز بود: حلاوت، هیبت و نیکویی.18 عالمی از دروغگویی پرسید که امروز چند دروغ گفته‌ای؟ گفت: یازده دروغ. عالم گفت: به خدا که این هم دوازدهمی آن بود!19 دو ظریف و نکته‌گو در مجلس پادشاهی در کنار هم نشسته بودند. پادشاه گفت: باز هم نشسته‌اید و با یکدیگر چه دروغی می-گویید؟ گفتند: مدح پادشاه را می‌گوییم!20 طاووس یمانی گوید: از امام محمد باقر علیه السلام پرسیدم: اولین دروغ را چه کسی گفت؟ فرمود: ابلیس، آنجا که گفت: «... أَنَاْ خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ؛ من از آدم برترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گِل».21(اعراف: 12) مردی به حضور رسول خدا(ص)شرفیاب شد و از کار اهل دوزخ پرسید. پیامبر(ص)فرمود: دروغ گفتن.22 از بزرگی پرسیدند: چه چیز مروت را تباه می‌کند. گفت: مردمان را دروغ گفتن!23 حکیمی در بیانی مختصر گفته است: دروغ گفتن، دشمن راست گفتن است.24              

 

 

 

  1. کشکول شیخ بهایی، ترجمه: بهمن رازانی، تهران، زرین، 1384، چ 24، ص 146. 2. کاظم مقدم، هزار و یک مطلب خواندنی، تهران، حافظ نوین، 1380، چ 1، ص 237. 3. علی‌اکبر احمدی دارانی، اندرز حاکمانه، تهران، اهل قلم، 1381، چ 1، ص 59. 4. هزار و یک مطلب خواندنی، ص 243. 5. بهروز ثروتیان، روایات گهربار، تهران، برگ، 1369، چ 1، ص 213. 6. همان. 7. شعبان‌علی لامعی، حکایات برگزیده، تهران، طلوع، 1370، چ 1، ص 35. 8. کشکول شیخ بهایی، ص 97. 9. رهنمون، ص 382. 10. کشکول، ص 581. 11. حسین دیلمی، حکایت و حکمت، قم، انتشارات حرم، 1384، چ 1، ص 94. 12. منوچهر دانش‌پژوه، حکایت‌های دلنشین، نشر مؤسسه فرهنگی اهل قلم، پاییز 1380، چ 1، صص 108 و 109. 13. هزار و یک مطلب خواندنی، ص 97. 14. منصور ثروت، خردنامه، تهران، امیرکبیر، 1367، چ 1، ص 72. 15. همان، ص 49. 16. ترجمه رساله قشریه، ص 326. 17. علی‌اکبر احمدی دارانی و مرتضی رشیدی اشجردی، گنجینه لطایف، تهران، اهل قلم، 1381، چ 1، ص 159. 18. ترجمه رساله قشریه، ص 330. 19. محمد منتظری یزدی، کشکول منتظری، تهران، مطبوعات خزر، 1362، چ 2، ج 2، ص 355. 20. گنجینه لطائف، ص 104. 21. حکایت و حکمت، ص 125؛ به نقل از: کشف الغمه، ج 2، ص 375. 22. دروغ، ص 59. 23. هزار و یک مطلب خواندنی، ص 239. 24. خرد نامه، ص 80.



نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٢/۱٦ توسط س.ج.ا.م